X
تبلیغات
انتظار

یارا ! به دلم نشانه از تست

تا صبح ، غم شبانه از تست

آوای تو خفته در دل چنگ

شور غزل و ترانه از تست

هر شب منم و ستاره ی اشک

وین گوهر دانه دانه از تست

با آنکه جوانی ام به سر شد

در باغ دلم ، جوانه از تست

هرگز ز در تو رخ نتابم

سر از من و آستانه از تست

در پای تو ، جان سپردن از من

در من ، غم جاودانه از تست

جان را بطلب ، بها نخواهم

گر ناز کنی ، بهانه از تست

ماییم و دل ای کبوتر من !

پرواز کن آشیانه از تست

بازآ که فرشته ی زمانی

ای ماه زمین ! زمانه از تست

دور از تو ، دلم چو شب سیاهست

ای ماه ! بیا که خانه از تست

از عشق تو ، نغمه خوان شهرم

غمناله ی عاشقانه از تست

شادم که ز بوسه های گرمت

بر روی لبم نشانه از تست

در شعر ، یگانه ی زمانم

وین منزلت یگانه از تست

مهدی سهیلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 13:14  توسط زهره | 

هرچی تو زندگی دارم و ندارم

هرچقدر دلخوشی هست تو روزگارم

این همه احساس خوب که روبرومه

به خدا...به خدا من از تو دارم

 

به تو مدیونم و می دونم

بسته است به نگات جونم

عاشق تو می مونم

 

به تو مدیونم و وابسته ام

از دوری تو خسته ام

آخه چیکار کنم که عاشقت هستم

 

با تو زندگی رو ساختن آرزومه

عشق تو نفس نفس توی گلومه

چه کنم فاصله بینمون اگه هست

کار این زمونه ی نامهربونه

 

به تو مدیونم و می دونم

بسته است به نگات جونم

عاشق تو می مونم

به تو مدیونم و وابسته ام

از دوری تو خسته ام

آخه چیکار کنم که عاشقت هستم

آهنگ جدید و زیبای معین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 22:21  توسط زهره | 


وقتی تو نیستی ...

شادی کلام نامفهومی ست !


و " دوستت می‌ دارم " رازی‌ ست ،

که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند !

و مـــَـن چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟

اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،

به تو معتادند ...

حسین منزوی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 1:1  توسط زهره | 

تو هر نفس که میخوام

بگم که خیلی تنهام

تو قطره های اشکام

چشام تو رو می بینه

تو اوج عشق و احساس

دلم که خیلی تنهاس

وقتی که یادت اینجاست

چشام تو رو می بینه

 

هر طرف که میرم

چشام تو رو می بینه

از دلم شنیدم

عاشق شدن همینه

وای اگه نباشی

بدون تو می میرم

من دوباره میخوام

که از تو جون بگیرم

 

تو اون چشای مهربون

کنار خاطراتمون

هر جا دلم میگه بمون

چشام تو رو می بینه

یاد تو همراه منه

این خود عاشق شدنه

هر شب که بارون میزنه

چشام تو رو می بینه

 

تو هر نفس که میخوام

بگم که خیلی تنهام

تو قطره های اشکام

چشام تو رو می بینه

تو اوج عشق و احساس

دلم که خیلی تنهاس

وقتی که یادت اینجاست

چشام تو رو می بینه

آهنگ زیبایی از «شهاب رمضان»

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 20:19  توسط زهره | 

آمدی آتش زدی بر خانه ام

رخنه کردی در دل دیوانه ام

لرزشی در دین و آئینم نهاد

سجده ی چشمان تو بر شانه ام

تا که با بوی تو گشتم آشنا

نشنوم بویی من از گلخانه ام

جادوی چشمان تو افسانه نیست

گرچه من در بند این افسانه ام

گویی اندر دیده ی زیبای تو

همدم خاک در میخانه ام

تا که نامت بر زبانم آمده

با تمام واژه ها بیگانه ام

ساعتی خواهم که آزارت دهم

من تو را با بوسه ی جانانه ام

بی تو و دست تو، بی آرامشم

همنشین غربت و ویرانه ام

تا نگاهت را ز من پنهان کنی

پر ز تنهایی بُوَد کاشانه ام

گرچه «هامون» آمد از دستت ستوه

پر ز شوق تو بُوَد پیمانه ام

محسن نصیری(هامون)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 11:18  توسط زهره | 

 

از تب ِ تند ِ من نترس که عاشق ِ چشات منم
هزار سالم بیاد بره
کم نمیشه از خواستنم
ازتب ِ تند ِ من نترس که یه روزی عوض بشم
از تو به قیمت ِ جونم
محاله که دست بکشم
از تو به قیمت ِ جونم
محاله که دست بکشم
.
.
مگه نمی بینی چشام بارونی ی خواستنت ِ
 دارم حسودی میکنم
به پیرهنی که تنته
مگه نمیدونی دلم دلتنگ ِ باتو بودن ِ 

                                غصه ی ِ هیچ چیزو نخور
                                  عشقت همیشه بامنه

.
از تب ِ تند ِ من نترس که عاشق ِ چشات منم
هزار سالم بیاد بره
کم نمیشه از خواستنم
از تب ِ تند ِ من نترس که عاشق ِ چشات منم
هزار سالم بیاد بره
کم نمیشه از خواستنم
.
.
.
یادت باشه با یک نگاه اینجوری عاشقت شدم
چه برسه به یه روزی
بیای بشی مال ِخودم
وقتی تورو حس میکنم حتی نفس نمیکشم
نفسهام و میخوام چیکار
من اگه عشق ِ تو بشم
ترسی نداره عاشقی منتظرم بهم بگی
دوسم داری ... دوسم داری
تا آخر ِ دیوونگی
.
از تب ِ تند ِ من نترس که عاشق ِ چشات منم
هزار سالم بیاد بره
کم نمیشه از خواستنم
از تب ِ تند ِ من نترس که عاشق ِ چشات منم
هزار سالم بیاد بره

                                    کم نمیشه از خواستنم

آهنگ زیبایی از پویا

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 0:13  توسط زهره | 

من با نسیم هم آغوش شدم،برای نرم ترین نوازش

من با شب هم آغوش شدم،برای پاک ترین تردید

من با انتظار هم آغوش شدم،برای شیرین ترین لحظه

من با باران هم آغوش شدم،برای عمیق ترین بوسه

من با سکوت هم آغوش شدم،برای زیباترین کلمه

من با موج هم بستر میشم،برای جاری شدن

می خوام با لمس کلمات صادقانه ات،مرا به اوج برسانی

می خوام جامی برای روح تو باشم،تا در آغوشم باشی

بیا اجازه نگیریم،تردید نکن

بیا بر تواضع بوسه زنیم،بوسه ای به عمق یک تفویض

بیا بر افق بوسه زنیم،تا خورشید هوس طلوع دوباره کند

سپید و مشکی من،اینجا کسی جز تو نیست،اجازه لازم نیست

سعیده محمودی خواه(مینا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 19:40  توسط زهره | 

بازوانت را به مستی، حلقه کن برگردنم

تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم

چهره ی زیبای خود را از رخ من وا مگیر

جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر

راز عشق خویش را، آهسته خوان در گوش من

جستجو کن عشق را، در گرمی آغوش من

 

من تو را تا بیکرانها

من تو را تا کهکشانها

از زمین تا آسمانها

دوست دارم می پرستم

 

من تو را همچون اهورا

من تورا همچون مسیحا

همچوعطر پاک گلها

دوست دارم می پرستم

 

من تورا با هستی خود با وجودم

عاشقم با خون خود، با تار و پودم

من تو را با لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

 

من تورا همچون پرستو

یاسمنها ،نسترنها

من تورا با آنچه هستی

دوست دارم می پرستم

ترانه ی قدیمی از معین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 13:52  توسط زهره | 

وقتی تو با منی

هستم چه شادمان

چون پرنده ای در آسمان

پروازکنان بر بال فرشتگان

هم نوای عاشقان

وقتی تو با منی

می شوم همان دم

همان لحظه و آن

جدا از هر غم و درد گران

پر از رؤیاهای رنگین و الوان

ای همیشه مهربان

ای روح و روان

عشق جاودان

یادم هر زمان

می تپد در هوای تو

می خوانمت بخوان

می خواهمت بدان

دوستت دارم

آرام جان

معصومه نصیری

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 0:8  توسط زهره | 

 

خیلی‌ کمه اگه بگم...خیلی‌ تو رو دوست دارم

دلم می‌خواد که قلبمو، حتی واست در بیارم

خیلی‌ کمه اگه بگم، واسه چشات دربدرم

آخه تو همتا نداری، الهی قربونت برم

الهی قربونت برم

 

الهی قربونت برم که هیچ کسی مثل تو نیست

اسم من عاشقتو، گوشه ی قلبت بنویس

الهی قربونت برم، الهی قربونت برم

الهی خنده از لبات جدا نشه دلبرکم

دلم می‌خواد که عشقمو ساده ی ساده بهت بگم

الهی قربونت برم، الهی قربونت برم

 

چی‌ کار کنم، بیشتر از این حرفایِ خوشگل ندارم

خیلی‌ کمه، اگه بگم... خیلی‌ تو رو دوست دارم

بذار بگم، تا بدونی...یه آسمون دوست دارم

از همه مهربون تری...الهی قربونت برم

خدا بهم کمک کنه، پیشت خجالت نکشم

آخه می ترسم یه دفعه، قربونیِ چشات بشم

 

الهی قربونت برم که هیچ کسی‌ مثل تو نیست

اسم من عاشقتو گوشه ی قلبت بنویس

الهی قربونت برم، الهی قربونت برم

ترانه ی قدیمی ار شهرام صولتی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 19:57  توسط زهره | 

امشب دلم یه جورایی،واسه چشات پر میزنه

با اینکه دوری از پیشم،یادت بهم سر میزنه


دلم که طاقت نداره،این همه دوری از تو رو

تو لحظه هام جات خالیه،من خیلی کم دارم تو رو


روزارو می شمرم شاید،یه کمی آروم بگیرم

بدون دلم پیش توئه،وگرنه بی تو می میرم


انگار دلت ازم پره،ولی هنوز عاشقمی

هنوز واسم همونی تو،هر چی بشه تو با منی


فدای مهربونیات! همیشه عاشقم بمون

عشقت همیشه با منه،قسم خوردم با خدامون

پرنیا بارزبد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 21:20  توسط زهره | 

ترکم مکن که تا نفسی هست،با توام

تا رقبتی مرا به کسی هست،با توام

جان تا به تن مراست،تو را در سرم هواست

تا در خیال من هوسی هست،با توام

من مرغ جلد کوی تو هستم،کجا روم

تا آب و دانه و قفسی هست،با توام

انگار از ازل،دلِ من بر تو بسته اند

در باغ اگرچه لاله بسی هست،با توام

هرگز نخواهم از تو جدا گشت نازنین!

تا بر حیات دسترسی هست،با توام

مهدی رستادمهر

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 20:42  توسط زهره | 

بازآ که اسیر غم تنهایی ام ای خوب

رفته ست ز کف صبر و شکیبایی ام ای خوب

شادی به دلم راه ندارد،به تو سوگند

هر دم بکند غصه پذیرایی ام ای خوب

برگرد که بی روشنیِ چشم سیاهت

دیری ست اسیر شبِ یلدایی ام ای خوب

چون باغ خزان دیده و زردم،تو بیا آه

تا آنکه رسد فصل شکوفایی ام ای خوب

وقتی که تو باشی،دلم آید به سرِ شوق

شوری ست دگر در سرِ سودایی ام ای خوب

من عاشقم و در ره این عشق نباشد

یک عاشق شوریده به شیدایی ام ای خوب

عشق است مسیحِ دلِ دلمرده و غمگین

من زنده به انفاس مسیحایی ام ای خوب

مشتاق حضور توام ای کاش بیایی

بِرَهان تو ز دلشوره ی دریایی ام ای خوب

مگذار چنین منتظر و چشم به راهم

بازآ که اسیر غم تنهایی ام ای خوب

اسماعیل مزیدی

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1392ساعت 22:45  توسط زهره | 

بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم

دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم

دل به تو دادم، فتادم به بند

ای گل بر اشکِ، خونینم بخند

سوزم از سوزِ، نگاهت هنوز

چشم من باشد، به راهت هنوز


چه شد آن همه پیمان، که از آن لب خندان

بشنیدم و هرگز، خبری نشد از آن

کی آیی به برم، ای شمع سحرم

در بزمم نفسی، بنشین تاج سرم

تا از جان گذرم


پا به سرم نه، جان به تنم ده

چون به سر آمد، عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبار غم

زان که من در دیار غم

گشته ام غمگسار غم

امید اهل وفا تویی

آفت جان ما تویی

رفته راه خطا تویی


بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم

دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم

دل به تو دادم، فتادم به بند

ای گل بر اشکِ، خونینم بخند

سوزم از سوزِ، نگاهت هنوز

چشم من باشد، به راهت هنوز

آهنگ قدیمی از علیرضا افتخاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 12:13  توسط زهره | 

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو

سپیده دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی

نشان تو، گه از زمین، گاهی ز آسمان جویم

ببین چه بی پروا، ره تو می پویم، بگو کجایی

---

کی رود رخ ماهت از نظرم، نظرم

به غیر نامت کی نام دگر ببرم

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی

---

یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من

دگر چه پرسی ز حال من

تا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی توام

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی

آهنگ قدیمی از کوروس سرهنگ زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 16:49  توسط زهره | 

اگر که مانده ام اینجا،برای یک نفر است

و هرچه می کشم اینجا،جفای یک نفر است

درون چشم پراشکم،نمانده تصویری!

درون گوش دل من،صدای یک نفر است

کبوتر دلم امشب،دوباره دلگیر است!

کبوتر دلم امشب،رهای یک نفر است

اگرچه همچو خرابه،شده دلم متروک

همین خرابه ی ویران،سرای یک نفر است

دلم برای تپیدن،بهانه می خواهد

دلم اگر که تپد،در هوای یک نفر است

دگر نمانده حدیثی،سخن کنم کوتاه

تمام بود و نبودم،فدای یک نفر است

سمیرا شادمهر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 0:48  توسط زهره | 

امشب به جرم عاشقی،یادی ز رویت می کنم

در خلوتی تاریک و سرد،یادی ز بویت می کنم


در کنج این شبانه ها،هر دم نسیمی می رسد

امشب به یادت یک نفس،تا صبح نگاهت می کنم


یک دم به کوی من بیا،ای بهترین آرامشم

امشب به یادت تا سحر،هر دم صدایت می کنم


دیریست یارت بوده ام،آیا کنارم بوده ای؟

هر دم که یادت می کنم،دل را فدایت می کنم


هر وقت کنارم می رسی،جان را فدایت می کنم

زیبا به یادم بوده ای،هر دم که یادت می کنم؟


ای نرگس زیبای من،ای خوبی رؤیای من

امشب به نامت تا ابد،جان را فدایت می کنم

 فاطمه طایفه نجفقلی(رسپینا)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 15:26  توسط زهره | 

عطرت به روی پیرهن،ندا می دهد که عشق

تنها تویی و همه دنیای من بهشت

آغوش سردِ مرا در بغل بگیر

احوالِ حال مرا بیشتر بگیر

دریا نخواهم و صحرا و کوه و دشت

دستم بگیر و مرا در بغل بگیر

شادی نخواهم و دنیا و سرنوشت

دنیای من تویی و دنیای ما بهشت

عاشق شدم ز کمندی ز زلف تو

زلفت ببند و مرا بیشتر ببین

بی عشقِ روی تو،دنیای من کویر

دنیای من بمان و عشقت ز من مگیر

دستم بلرزد و قلبم خرابِ تو

بنشین کنارم و سر در بغل بگیر

داود راز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت 21:14  توسط زهره | 

شب ها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی

آوای تو می خوانَدَم از لایتناهی


آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی


امواج نوای تو،به من می رسد از دور

دریایی و من تشنه ی مهر تو،چو ماهی


وین شعله که با هر نَفَسَم می جهد از جان

خوش می دهد از گرمی این شوق،گواهی


دیدار تو گر صبحِ ابد هم دهدم دست

من سرخوشم از لذت این چشم به راهی


ای عشق، تو را دارم و دارای جهانم

همواره تویی،هرچه تو گویی و تو خواهی

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 14:21  توسط زهره | 

در قصه های غصه هایم،گیج و حیران و پریشانم

شهر تو را تنها غریبم من،ولی چون پیش می مانم

دیوانگی باشد چنین ماندن،خودم آگاهم از این کار

دیوانه ام کردی تو و درمان کجا؟ دیوانه می مانم

یک لحظه برق چشم تو،آتش به جان و هستی من زد

می سوزم عمری در نگاهت،هر نفس سوزنده می مانم

از خود تو راندی و مرا شوریده تر کردی

تلخم کنون چون زهر و بس شوریده می مانم

بازیچه ای انگار در دست تو بودم من

تنهایم اکنون از تو اما،باز هم بازیچه می مانم

ای آشنای روز دی،با من غریبی می کنی امروز

عادت شده این درد غربت،درد را پروانه می مانم

شد باورم،انگار بالت را دگر قدر پریدن نیست

در غصه ی این ناتوانی،تا ابد غمخواره می مانم

نامم اگر شد شب شکن،از کوچه گردیهای هر شام است

آوارگی را خصلتم کردی و من آواره می مانم

روزبه وکیلی(شب شکن)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 16:37  توسط زهره | 

وقتی می یای، صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور، که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا میشه، لحظه ی دیدن میرسه

هر چی که جادس رو زمین، به سینه ی من می رسه

آآآآآآآآآآآی

ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم، به هرچی میخوام می رسم

به هر چی میخوام می رسم

وقتی تو نیستی قلبمو، واسه کی تکرار بکنم ؟

گلهای خواب آلوده رو، واسه کی بیدار بکنم ؟

دسته کبوترای عشق، واسه کی دونه بپاشه ؟

مگه تن من می تونه، بدون تو زنده باشه ؟

ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم، به هرچی میخوام می رسم

به هر چی میخوام می رسم

عزیزترین سوغاتیِ، غبار پیراهن تو

عمر دوباره ی منه، دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خدا ،نه از سرِ هوس می خوام

عمر دوباره منی، تو رو واسه نفس می خوام

ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم

به هر چی میخوام می رسم

ترانه ی قدیمی  شادروان هایده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 22:21  توسط زهره | 

با تو می مانم عزیزم

با تو که آخرین خط قصه ای

با تو می مانم عزیزم

با تو که شعر آخر این قصه ای

با تو می مانم عزیزم

با تو در این غروب غربت شهر شلوغ

با تو می مانم عزیزم

با تو در این تنهایی سرد و این سکوت

با تو می مانم عزیزم

با تو که مونس غم های منی

با تو می مانم عزیزم

با تو که خاطره های خوشمی

مهدی یوسفی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 22:10  توسط زهره | 

می خواستم خراب نگاهش شوم،نشد

بیچاره ی دوچشم سیاهش شوم،نشد

می خواستم که در دل شبها،ستاره ای

چرخان به گرد صورت ماهش شوم،نشد

می خواستم که وقت هماغوش او شدن

حتی فدای حس گناهش شوم،نشد

می خواستم دریچه ی پژواکِ خنده اش

یا آئینه ی مقابل آهش شوم،نشد

گفتم به خود که همدم تنهایی اش شوم

بی چشمداشت پشت و پناهش شوم،نشد

می خواستم که حادثه باشم برای او

شیرین و تلخِ قصه ی راهش شوم،نشد

می خواستم به شیوه ی ایثار و معجزه

قبله برای قلب و نگاهش شوم،نشد

گفتم به خود همیشه ی او می شوم،ولی

حتی نشد که گاه به گاهش شوم،نشد

شبنم حکیم هاشمی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 17:29  توسط زهره | 

*السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا*

دستی که دست لطف خدا می شود تویی

شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی

یکسان بود به وقت عطای  تو خاص و عام

فرقی نمی کند به درت شاه  یا غلام

سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام

پیش از سلام،زائر خود را کند سلام

همیشه به یادتم

همیشه صدات میزنم

ای ضامن آهو

به دادم میرسی؟

نمیدونم چه طور احساسم را بیان کنم

اما انگار بسیار خوشحالم

آقا جون

خواب دیدم اومدم پیشت

و حالا دارم میام پیشت

ثانیه شماری می کنم

و انتظار میکشم

تا همین شنبه

ضمنا میخوام یه دل سیر

گریه کنم

باهات حرف بزنم

و درد دل کنم

آقا جون زندگیم به فدایت

کمکم کن!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 20:18  توسط زهره | 

کاش من هم،همچو یاران،عشق یاری داشتم

خاطری می خواستم یا خواستاری داشتم

تا کشد زیبا رخی بر چهره ام دستی ز مهر،

کاش،جون آیینه،بر صورت غباری داشتم

ای که گفتی انتظار از مرگ جانفرساترست!

کاش جان می دادم اما انتظاری داشتم

شاخه ی عمرم نشد پر گل که چیند دوستی

لاجرم از بهر دشمن کاش خاری داشتم

خسته و آزرده ام،از خود گریزم نیست،کاش

حالت از خود گریز چشمه ساری داشتم

نغمه ی سر داده در کوهم،به خود برگشته ام

کی به سوی غیر خود راه فراری داشتم؟

محنت و رنج خزان این گونه جانفرسا نبود

گر نشاطی در دل از عیش بهاری داشتم

تکیه کردم بر محبت،همچو نیلوفر بر آب

اعتبار از پایه ی بی اعتباری داشتم

پای بند کس نبودم،پای بندم کس نبود

چون نسیم از گلشن گیتی، گذاری داشتم

آه،سیمین!حاصلم زین سوختن افسردن است

همچو اخگر، دولت ناپایداری داشتم!...

سیمین بهبهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 5:20  توسط زهره | 

خدایا! تو بخشنده و بزرگوار و با عظمتی.هر که پشتیبانی ندارد، به پشتیبانی تو  می تواند دلگرم باشد و آن کس که هیچ ذخیره و پس اندازی ندارد،به دارایی و بخشش تو، می تواند تکیه کند.

خدایا! هر که پناهی ندارد، تو پناهش می دهی و آنکه فریاد رسی ندارد، تو به دادش می رسی.تو پشتوانه و پشتیبان و گنج کسانی هستی که هیچ پشتوانه و گنج و پشتیبانی ندارند.

خدایا! امتحان و آزمایش های تو خوب است و امیدی که در دل ها می آفرینی  بزرگ. تو ناتوان ها را عزت می بخشی و آن ها را که در حال غرق شدن و هلاک شدن هستند نجات می دهی.

خدایا! تو نعمت می بخشی و نیکی می کنی.تو خوش رفتاری و گذشت میکنی.سیاهی شب، روشنی روز، سپیدی ماه و درخشش خورشید، همه در برابر عظمت تو سر به سجده فرو می آورند.

خدایا! تو همه زندگی ام را، تو همه زندگی ام را پر می کنی. تو برای همه زندگی ام کافی هستی.

خدایا! جز تو خدایی نمی شناسم. بر تو و کمک های تو تکیه می کنم، که تو پروردگار زمین و آسمان، تو پروردگار همه ی جهانی.

خدایا! تو را باور دارم و می دانم که همه چیز، همه ی زندگی و همه ی  هستی از آن توست.

خدایا!دل هایمان را همیشه با یاد خودت زنده نگه دار و باران رحمت و مهربانی ات را همیشه بر ما ببار...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 12:0  توسط زهره | 

دوستت دارم ای همیشه بوده

ای با من از همه صاف تر

می خواهمت ای چشمه ی جوشنده ی عشق

می خوانمت ای زیباترین غزل عارفانه

هرچه می گریزی

می خواهمت

و هرچه می خواهمت

دوست دارمت

و دوست می دارمت به اندازه ی تمام بودن ها و نبودن های دیگران

ای عشق دیر هنگام

ای آشتی ناپذیر آشنا

سرکشی کدامین هوسی؟

که ناله های جانگداز و نجیبت را،جان دردمندم شنواست

تو خواستنی ترین خواسته های هستی

تو زیباترین هدیه کننده ی عشقی با برق زیبای چشمانت

تو نجیب ترین عاشق ایثارگری

که عظمت عشق پاکت را در آسایش دیگران می ریزی

تو خوبی؟ یا خوبی،خوب بودن را از تو آموخته؟

تو حادثه ای

تو واقعه ای

تو امیدی

و تو نوری

آمدی و ماندی

ماندی و سوزاندی

ماندم و سوختم

سوختم و نرفتم

سوختم،چون آتشی بهتر از گرمای عشقت بر بالهای وجودم نیافتم

و ماندم،چون بودنِ تو را آرزو داشتم

با من بمان

و با من بمیر

ای آخرین بیت غزل این شاعر

با من بمان

تا امیدم به ناامیدی نپیوندد

رامین امید

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 11:55  توسط زهره | 
امشب دوباره اومدی تا رویاهام رنگی بشه
شاید همین خواب عمیق
پایان دلتنگی بشه
امشب دوباره اومدی تا خوابم و رنگی کنی
تا چشمای مغرورم و
درگیر بی صبری کنی
دارم نگاهت میکنم...داری ازم دل می بری
چشم بر نمیدارم ازت
تو از همه زیباتری

حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر
دستاتو باور میکنم
حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم
دستامو محکمتر بگیر
دستاتو باور میکنم
با رویاهات سر میکنم
.
.
.
برای دل بستن به تو دل کنده بودم از همه
چشمام و رو هم میزارم
هرچی ببینمت کمه
امشب دوباره اومدی...تا حالمو بهتر کنی
تا خوابم و لبریز یاس
تا بغضم و پرپر کنی

حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم
دستامو محکمتر بگیر
دستاتو باور میکنم
حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم
دستامو محکمتر بگیر
دستاتو باور میکنم
با رویاهات سر میکنم
ترانه ای از "پویا"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 20:13  توسط زهره | 

تنهایم مگذار

اگرچه من سهره ی خوش آواز آرزوهایت نباشم

اما هزاران آواز برایت خواهم خواند

از عشق مجنون وار


تنهایم مگذار

اگرچه من فرشته ی خوش سیمای خوابهای جوانی ات نباشم

اما هزاران مهربانی برایت به ارمغان خواهم آورد

فرشته وار


تنهایم مگذار

اگرچه من بر قله های فتح عشق،هیچ کمانی نشانه نگرفته ام

اما هزاران نشان ایثار از هستی ام برایت به یادگار خواهم گذاشت

آرش وار


تنهایم مگذار

اگرچه من داستانهای زیبایی ز سرنوشت خویش ندارم

اما هزاران داستان برایت خواهم گفت از زیبایی های روزگار

افسانه وار


تنهایم مگذار

تا به آواز عشق

و سیمای مهربانی

و ایثار وجود

و به افسانه هایم

مرا بیازمایی

و آنگاه

تو،هر آنچه هستی باش

همین که هستی،برای من کافی است.

عاطفه غلامعلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392ساعت 16:47  توسط زهره | 

دور از تو هر شب تا سحر، گریان چو شمع محفلم 

تا خود چه باشد حاصلی، از گریه ی بی حاصلم ؟

چون سایه دور از روی تو، افتاده ام در کوی تو

چشم امیدم سوی تو، وای از امید باطلم

از بسکه با جان و دلم، ای جان و دل آمیختی

چون نکهت از آغوش گل، بوی تو خیزد از گِلم

لبریز اشکم، جام کو ؟ آن آب آتش فام کو ؟

و آن مایه ی آرام کو ؟تا چاره سازد مشکلم

در کار عشقم یار دل، آگاهم از اسرار دل

غافل نیم از کار دل، وز کار دنیا غافلم

در عشق و مستی داده ام بود و نبود خویشتن

ای ساقی مستان بگو، دیوانه ام یا عاقلم؟

چون اشک می لرزد دلم، از موج گیسویی "رهی"

با آنکه در طوفان غم، دریا دلم، دریا دلم  

رهی معیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1392ساعت 16:34  توسط زهره |